• معـراج
  • اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای معـراج ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    ای کاش در این بیت بسوزم
    دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی
    افتاده نخ چادر او دست نسیمی
    تسبیح دلم پاره شد آن دم که شنیدم
    با دست خودش داده اناری به یتیمی
    حتی اثر وضعی تسبیح و دعا را

    مشاهده

  • شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . .
  • اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . . ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    پاهایم روی زمین فرود نمی آیند.
    نمی توانم کفش هایم را روی خاکی بگذارم که با خونتان آبیاری شده..
    کفش ها را از پا میکنم…
    اما، نکند پاهایم روی استخوان تو باشد..
    استخوان جگرگوشه ی مادری که به انتظار یک بند انگشت فرزندش نشسته است و شبانه روز اشک می ریزد…

    مشاهده

  • اللهم الرزقنا شهادت
  • اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای اللهم الرزقنا شهادت ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    بعضـــے ها وقتــــے ، مـے رونــــد آن قَدر سبکبارنــــد ڪه آدم بهشان غبطه مـے خورَد …

    دَر وصیــــت نامـــه اش نوشته بـــود :

    ” فقط هَفـــت تا نماز غفیله ام قضا شده ؛ لطفـــــاً برایم بخوانیــــد! ”

    مشاهده

  • کارگـران مشغـول کـارند! احـداث ضــریح
  • اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای کارگـران مشغـول کـارند! احـداث ضــریح ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    کاش روزے بنویسنـد به دیــوار بقیـع:”کارگـران مشغـول کـارند!احـداث ضــریح”

    کاش روزے بنویسنـد به دیــوار بقیـع:”چنــد روزی مانــده به اتمــام ضــریح”

    کاش روزے بنویسنـد به دیــوار بقیـع:”مهــدی فاطمه آید،تماشــای ضــریح”

    کاش روزے بنویسنـد به دیــوار بقیـع:”عیــد امســال:نمــاز:صحن بقیــع”

    کاش روزے بنویسنـد به دیــوار بقیـع:”فلش راهنمــا،مرقد زهـرای شفیــع”

    مشاهده

  • دو سلام متفاوت …
  • اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای دو سلام متفاوت … ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    نکته شعر در بیت آخر نهفته

    ناراحتی انگار ز دستم ، نه حسن (ع)؟

    پنداشتی از تو هم گسستم ، نه حسن (ع) ؟

    هر کس که نداند تو که بهتر دانی

    در خانه چرا نقاب بستم ، نه حسن (ع) ؟

    زانروز که از کوچه بلندم کردی

    مشاهده

  • کربلایی باشید حتی اگر کربلا نرفته اید
  • اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای کربلایی باشید حتی اگر کربلا نرفته اید ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    راهیان که راهیند…..

    تو چه میکنی؟

    میمانی یا میروی؟…….

    مشاهده

  • دل نوشته ای برای شهدا
  • اسفند ۱۸, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای دل نوشته ای برای شهدا ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    قهر کرده اید انگار ؟ درست نمیگویم؟

    حاجی دیگر نمیخندی …! چه شده آن لبخندهای دائمت؟

    حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود …سرت را بالا بگیر…

    به چه می اندیشی؟

    از چه دلگیری؟ …

    مشاهده

  • آدم های همه جور مصنوعی
  • اسفند ۱۴, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای آدم های همه جور مصنوعی ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی، ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی …
    هر چه فکر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟

    مشاهده

  • در جواب درد دل یکی از دوستان
  • اسفند ۱۴, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای در جواب درد دل یکی از دوستان ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    تو بی عرضه نیستی … تو فقط چشماتو بستی برادر … این همه شهید دادیم که معاون رییس جمهور به عنوان اختلاس گر نمونه بازداشت بشه یا دوستانشون سه هزار میلیارد بخورن و یه آب هم روش یا احمدی نژاد بیاد کلیپ رشوه گیری برادر لاریجانی رو از مرتضوی توی مجلس بزاره یا اینکه نصف نماینده های مجلس توی اختلاس سه هزار میلیاردی دست داشتن و به لفت و لیس رسیدن … برید دکون دستگاهتونو جای دیگه ای پهن کنید که بد جوری گند زدید توی مملکت …

    مشاهده

  • خیبر، نبرد نیزارها
  • اسفند ۱۴, ۱۳۹۳ هیچ دیدگاهی برای خیبر، نبرد نیزارها ثبت نشده کلیک 0 بازدید

    خبری که درگوشی بود دیگر عیان شد. می گفتند حمید باکری شهید شده است. او رفته است، در حالی که نشسته بوده خمپاره ای در نزدیکی اش منفجر می شود. خاک ها که می نشیند می بینند حمید چشم هایش را بسته و رفته است برای همیشه.

    چشم هایی که می گفتند از فرط خستگی مویرگ هایش پاره شده و از آنان خون می آمده است. حالا او آنها را بسته و به آرامش رسیده بود. خبر در جبهه می پیچید و به برادرش مهدی می رسد.

    مشاهده